تبلیغات
K-POP Ballad Story

K-POP Ballad Story
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

این داستان کاملا تخیلی و برگرفته از زندگی سه دختره که میخواهند از کشور خودشون به یه کشور دیگه برن و برای رسیدن به هدف هاشون تمام تلاششون رو بکنن و با مشکلاتی که رو به روشون قرار می گیره

می جنگند.

حالا بیایید باهم ماجرای این سه دختر رو بخونیم و ببینیم که عاقبتشون چی میشه....!!!!؟؟؟؟

شخصیت های اصلی داستان:

1.فرزانه(FA)

2.کای(از گروه اکسو)

3.دیانا..هانی..چان جی (از گروه تین تاب)

محل تولد فرزانه تهران یعنی پایتخت ایران بود..فرزانه دوسال بیشتر نداشت که پدرش رو در یک حادثه ی دلخراش تصادف از دست داد..اون پس از گذروندن دوره های ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان برای اینکه بتونه به دانشگاه خوبی در تهران بره با صمیمی ترین دوستش قطع رابطه کرد و اون دختر شاد تبدیل به یک دختر غمگین و گوشه گیر شد و از خیلی از آرزوهاش گذشت..خیلی بی خوابی ها و سختی ها رو تحمل کرد زخم زبون این و اون رو شنید و نشنیده گرفت.

فرزانه از سیزده سالگی با کشور کره آشنا شد..اون به فیلم های کره ای علاقه ی بسیاری داشت و با دوست صمیمیش سریال های کره ای رو دنبال میکرد.

فرزانه همیشه عادت داشت با موبایلش عکس های بازیگران و خوانندگان کره ای رو دانلود کنه تا اینکه در سال چهارم دبیرستان کار دست خودش داد و عاشق یکی از خوانندگان کره ای شد که اسمش چان جیه.

اون سخت تلاش میکرد و درس میخوند تا هم زحمات مادرشو جبران کنه و هم بتونه برای عشقش مورد مناسبی باشه.

بعضی از شبها از خستگی زیاد روی کتاباش خوابش میبرد و حتی یادش می رفت چراغ اتاقشو خاموش کنه بعضی وقتا هم زندگی اونقدر براش سخت می شد که کسی رو بجز خدا برای درد و دلش پیدا نمی کرد و اشک می ریخت و می ریخت تا وقتی که آروم بشه.

حالا فرزانه به دانشگاهی در یکی از شهرهای اطراف تهران میره..اون الان عاشق دوتا خواننده ی کره ایه..عشقی که اون به کای داره غیر قابل وصفه و بخاطر اینکه به کره بره تمام تلاششو می کرد و می خواست مثل کای یه رپر مشهور بشه.

فرزانه به زبان کره ای خیلی علاقه داشت و یادگیری این زبان برای اون اوقات خوشی رو میساخت..اون وقتی به آسمون نگاه می کرد پرنورترین ستاره رو انتخاب می کرد و میگفت این ستاره برای من مثل کای میمونه چون دقیقا هم پرنوره و هم از من دوره .

از اینجا به بعد داستان رو فرزانه یعنی خودم براتون تعریف میکنم .

من و دختر خالم دیانا و دوستم مهسا برای ورود به کمپانی اس ام سخت تلاش م کردیم..ما توی تابستون به شمال کشور سفر کردیم تا بتونیم روی صدامون کار کنیم وهمچنین تمرین های مورد نیاز دیگه برای ورود به عرصه ی خوانندگی...




برچسب ها: خوابم یا بیدار، عشق بی پایان،
[ یکشنبه 4 اسفند 1392 ] [ 10:15 ق.ظ ] [ F.A ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب